سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

31

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

[ مستدرك حاكم 3 / 156 ] به سند خود ، از « عايشه » نقل مىكند كه رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در آخرين بيمارى كه با آن وفات يافت ، خطاب به فاطمه عليها السّلام ، فرمود : آيا خرسند نيستى از اينكه بزرگ زنان عالم و بزرگ زنان اين امت و بزرگ زنان مسلمان باشى ؟ اين حديث صحيح است . [ حلية الاولياء ابو نعيم 2 / 42 ] به سند خود ، از « عمران بن حصين » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به « عمران » ، فرمود : فاطمه عليها السّلام بيمار است آيا مىخواهى به عيادت او برويم ؟ عرض كردم : آرى ، يا رسول الله ! « عمران » گويد : به اتفاق رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله حركت كرديم تا به خانه زهرا عليها السّلام رسيديم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سلام كرد و اجازهء ورود خواست و فرمود : آيا اجازه مىدهى من و همراهم به عيادت تو بيائيم ؟ ايشان گفت : آرى اى پدر ، شما و شخصى كه همراهتان هستند به درون خانه تشريف فرما شويد و بدانيد كه جز عبا ، پوشش ديگرى ندارم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به او دستور داد چنين و چنان كن و خود را بپوشان . باز گفت : چارقدى ندارم كه به سرم بيفكنم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ( ريطه ) رودوشى كه روى شانه افكنده بود به وى داد . حضرت زهرا عليها السّلام آن را روى سر انداخت و اجازه داد تا « عمران » به اتفاق رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله وارد خانه شود . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از حضرت زهرا عليها السّلام احوال پرسى كرد و فرمود : خود را در چه حالى مشاهده مىكنى ؟ عرض كرد : بيمارم و بيماريم شدت مىيابد و علاوه بر آن ، غذائى هم براى خوردن ندارم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى دخترم ! آيا خرسند نيستى كه بزرگ زنان جهانيان باشى ؟ پرسيد : اگر من بانوى زنان جهان باشم ، پس مريم عليها السّلام ، دختر « عمران » ، چه موقعيتى از سيادت خواهد داشت ؟ فرمود : او بزرگ و بانوى بانوان عصر خود بود و تو بزرگ و بانوى بانوان عصر خود هستى . به خدا سوگند ! تو را به همسرى بزرگوارى درآوردم كه بزرگ و سرور دنيا و آخرت است . مؤلف گويد : « طحاوى » اين حديث را در [ مشكل الآثار 1 / 50 ] متذكر شده